تبليغاتX
حقايق تلخ

حقايق تلخ

طغيان..

طغيان كرده ام

ديگر نميتوانم سكوت كنم

ميخواهم تا انتهاي اين مسير را بروم

ميدانم كه به پرتگاه منتهي ميشود

اما خواهم رفت

شايد دل سودا زده ام آرام گيرد

در برگ برگ خاطراتت نشانيه مرا پاك كن

نشان بي نشاني ام از آن تو باد.

طغيان كرده را مجال ماندن نيست.

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 17:2  توسط سميرا  | 

شكستن...

Image Hosted
 by Free picture hosting at www.iranxm.com

شكستنم را باور ميكنم

اما چگونه شكستنم را هرگز

اي كاش هزاران بار ميشكستم

اما يك بار هم تو مرا نميشكستي...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 21:34  توسط سميرا  | 

بهانه..

درنـــآ

آمدنت بهانه اي بود براي رفتنم

رفتم ولي هنوز در خاطراتم به جا مانده اي

بهانه ديگري به من بده و دوباره بيا

 سنگينيه خاطراتت شكنجه ي سختي ست

Click
 here to enlarge
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 13:52  توسط سميرا  | 

احساس...


آگهيه احساس گم شده ام را در روزنامه چاپ كرده ام تا شايد اينگونه پيدايش كنم...

تو نيز اگر نشاني از آن يافتي مرا بيخبر مگذار كه سخت دلتنگش هستم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:20  توسط سميرا  | 

تنها تو ميداني ...

Sad Girl


حالم بد است...تنها تو ميداني


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 21:30  توسط سميرا  | 

بس است...

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


چيز زيادي نميخواهم

يك قلم و يك كاغذ به من دهيد

ميخواهم بنويسم

ميخواهم خستگي هايم را فرو بريزم

ميخواهم نااميدي هايم را بر كاغذ رونمايي كنم

ميخواهم تنهايي هايم را به تصوير بكشم

وقتي فريادهايم شنيده نميشوند

مينويسم بلكه خوانده شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 20:27  توسط سميرا  | 

شكستن....


نميتوانم اين غصه را در كنج خيالم به فراموشي بسپارم

به سادگي ميگويي فكرش را نكن

اما كاش به اين آساني بود

ساده نيست تحمل هر شكستي

و  آنان مرا به راحتي شكستند

هر شكسته شده اي باز هم ميشكند

آنقدر ميشكند تا راه زخم زدن را ياد بگيرد

نه راه شكست دادن را .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 19:32  توسط سميرا  | 

بها..

من از فرداهاي بي سرانجام مي گريزم

من از فرياد هاي بي بهانه مي گريزم

من از بودن هاي بي اراده مي گريزم

من از نفس كشيدن هاي بي هدف مي گريزم

اينگونه گريختن بهاي سنگيني دارد

بهايي به اندازه يك نفس كه فاصله زندگي تا مرگ است

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 19:38  توسط سميرا  | 

طوفان...

پر از بغضم

اما نميدونم چرا نميتونم گريه كنم

با همه قهرم

حتي با خودم و سرنوشت

فرو رفتم توي دنيام

و همه ش از خودم سوالاي بي جواب ميپرسم

چرا؟چرا؟چرا؟

حالم از اين چراها داره به هم ميخوره

از اين فاصله ها و تنهايي ها خسته شدم

توي اين سالهاي زندگيم فهميدم

همه از دروغ بدشون مياد ولي پر از دروغ و دورويي هستن

خيلي وقته حرف كسي رو باور نميكنم

خيلي وقته به كسي اعتماد نميكنم

خيلي وقته به دوست داشتن هاي اين و اون دل خوش نميكنم

خيلي وقته روحم رو به سرنوشت فروختم

و شدم از جنس سنگ

فريب ظاهر آرومم رو نخور

پر از طوفانم

مراقب طوفان باش كه در خودش غرقت نكنه...

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 18:55  توسط سميرا  | 

دلتنگي...



دلتنگي هايم اين روزها عجيب بهانه ميگيرند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 23:0  توسط سميرا  | 

افكار....

مدتيه علاقه اي به فكر كردن ندارم
تا جايي كه بتونم سعي ميكنم از فكر كردن فرار كنم
چون بدجوري دارم زير آوار اين افكار نابود ميشم
اما نميدونم چرا هر چي بيشتر سعي ميكنم فكر نكنم
بيشتر غرق افكار ميشم
ذهنم ديگه نميتونه
به ثانيه اي آرامش نياز دارم
كاش ميشد آرامش رو هم خريد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 22:9  توسط سميرا  | 

حراج ....

به فصل تازه اي از برگريزان كتاب زندگيم رسيده ام

در زير آواري از ناگفته ها دفن شده ام

و تن زخمي و فروخورده ام را به دوش ميكشم

تو نيز از من و دردهايم مپرس

كه زندگيم را به حراج گذارده ام...

خريدار هستي؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 22:19  توسط سميرا  | 

ديدار به قيامت...

Click here to 
enlarge

نت ها هم ديگر خسته شده اند از نواختن براي كسي كه نيست

ترانه ي تازه اي خواهم گفت

ساز جديدي ياد خواهم گرفت

آهنگ جديدي خواهم ساخت

و نواي آمدنت را به فراموشي خواهم سپرد

شايد آنوقت بيايي

تا آن وقت

سهمت را از تنهايي هايم نگه ميدارم

نگران نباش امانت دار خوبي هستم

ديدار به قيامت

Click here to 
enlarge

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 22:39  توسط سميرا  | 

فاتحه...

http://salijoon.us/mail/900406/delneveshteh/t/13.jpg

نایت اسکین

حتما كه نبايد در زير خروارها خاك باشم تا فاتحه اي برايم بخواني

من روي خاكم برايم فاتحه اي بخوان

سالهاست روحم مرده ..جسمم نيز در راه  است...

نایت اسکین
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 16:36  توسط سميرا  | 

بيزارم....

نایت اسکین

بيزارم از آناني كه براي من و بجاي من تصميم ميگيرند

بيزارم از آناني كه بدون شناخت جنس زن برايش حكم و قانون مينويسند حتي احكام زنانه.

بيزارم از آناني كه به نام عدالت تبعيض و نابرابري را اشاعه ميدهند

بيزارم از آناني كه خوب هاي مرا بد جلوه ميدهند

بيزارم از آناني كه جنسيت و دنيايم را به سخره ميگيرند

بيزارم از آناني كه من و من هاي شبيه مرا ملك خود ميپندارند

بيزارم از آناني كه نفس كشيدن را برايمان حرام كرده اند

بيزارم از آناني كه شلاق نگاه شهوت آلودشان را بر پيكر هر زني وارد مي آورند

بيزارم از آناني كه به حكم دين ،دين فروشي و بدتر از آن آدم فروشي ميكنند

بيزارم از آناني كه ميخواهند در پشت ديوار جهالت، زن ها را به اسارت در آورند

بيزارم از آناني كه مردانگيشان را تنها آلت مردانه شان ميدانند و بويي از مردانگي نبرده اند

بيزارم از آناني كه خدايم را چون جلاد ستمگري به من مينمايانند

بيزارم از آناني كه كورند و به جاي انسانيتم جنسيتم را مدنظر قرار ميدهند.

بيزارم از اين گونه زيستن...

بگذاريد آسوده بيارامم...

نایت اسکین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 19:50  توسط سميرا  | 

رفتن...



چه هراس انگيز است بودن هايي كه طعم نبودن ميدهند

و تو از همان ابتدا طعم تلخ نبودن ميدادي

اين بار پايان قصه به گونه اي ديگر خواهد بود

به جاي اينكه تو بروي من خواهم رفت

رفتنم را ميتوانم تحمل كنم اما رفتنت را هرگز
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 15:0  توسط سميرا  | 

اما.....

دلتنگي هايم را بخوان

اما برايم دلسوزي نكن

اشكهايم را ببين

اما برايم ترحم نكن

فريادم را بشنو

اما وادار به سكوتم نكن

بگذار دلخوش اين اماها باشم

نایت اسکین
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 22:5  توسط سميرا  | 

نت...

107

نایت اسکین

از همه ي اين نت هاي تلخ كه برايم آهنگ بي كلام درد مينوازند بيزارم

نایت اسکین


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 19:49  توسط سميرا  | 

مرگ پاييزي...

كاش مرگم در يك روز پاييزي  باشد

در يك روز ابري و سراسر بغض آلود

وصيت ميكنم بجاي خاك در ميان برگهاي پاييزي دفنم كنند

و در مراسم ختمم تنها آسمان اشك بريزد

فاتحه نميخواهم برايم خش خش برگها را به زمزمه درآوريد

و سنگ قبرم را با قطره هاي باران جلا دهيد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 23:7  توسط سميرا  | 

ناسزا...

نایت اسکین

باز هم غربتي ديگر در بيكرانه هاي سرنوشت

باز هم من ماندم و دنيايي تلخ تر از جام زهر


ديگر به هيچ كس و هيچ چيز دل نخواهم بست

حتي به گريه هاي شبانه ام


ديگر از خيانت ها و سختي ها شكوه اي نخواهم كرد

حتي از سر محنت و رنج


اعتمادها رو فرو شكسته اند و لگدمال نموده اند

نام خود  را هم با افتخار انسان گذارده اند


خسته ام از اين انسان هاي دروغين پر از رنگ و فريب

خسته ام از اين بودن ها


ديرگاهيست كه به اين نتيجه رسيدم

"انسانيت ناسزايي بيش نيست"


نایت اسکین
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 14:32  توسط سميرا  | 

سهم...


نایت اسکین


ميگويند ارث زن نيمي از ارث مرد است

كاش قاضيه سرنوشت سهمش را هم از تلخي ها نصف ميكرد

نایت اسکین
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 22:54  توسط سميرا  | 

بهاي سنگين............

تصاویر زیبا 
سازی وبلاگ www.20Tools.com

در سكوتم بيش از پيش حس نبودنت فرياد ميزند

اي آواره تر از من خاطراتت بر سرم آوار شده

ميخواهم اين خانه كلنگي را از نو بسازمش

اما بهاي ساختنش را ندارم

بهايي به ارزش يك عمر زندگي

كاش اينقدر ثروتمند بودم

تصاویر
 زیبا 
سازی وبلاگ www.20Tools.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 15:16  توسط سميرا  | 

حبس....


مدتها از حبس خودم در تنهايي ميگذره...

جفت خطام رو خاموش كردم و با سكوت همراه شدم...

سكوت قشنگيه ولي تلخ...

رئيسم متوجه كلافگي و بي حوصلگيم شده صبح غافل از دلايل

آشفتگيم گفت يكي دو روز خونه بمونم واستراحت كنم....

ولي استراحت دواي درد من نيست...

روح پريشونم آشفته تر  از اونه كه با اين چيزا به

آرامش برسه....

دلم آرامش ابدي ميخواد...

از اين همه خواستن ها و نرسيدن ها هم ديگه خسته شدم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 22:43  توسط سميرا  | 

راه...

هر چي بيشتر جلو ميرم بيشتر احساس ميكنم راه رو اشتباه اومدم

ميخوام برگردم ولي ميبينم پل ها ي پشت سرم خراب شدن

و من موندم و مسير روبروم

مجبورم برم

يا مي افتم تو پرتگاه

يا ميرسم سر دوراهي و از همون جا مسير رو عوض ميكنم

مهم نيست چي ميشه

فقط ميخوام برم

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 20:30  توسط سميرا  | 

ببار...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بارون

بباري

بازنده اي

چون

ابري تر

از

من

پيدا

نميشه

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 19:6  توسط سميرا  | 

انسان نه ميوه....

Sad Girl

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خوب ميدونم تنم رو ميخواي نه خودم رو

خوب ميدونم همه اين دلتنگي ها بهونه ست

بهونه اي واسه شهوت سيري ناپذيرت

آخه چطور ميتوني به خودت اين اجازه رو بدي

آخه چطور ميتوني اينقدر راحت خودت رو به هوست بفروشي

ميدونم از نظر تو يه ميوه ي رسيده م

ميدونم از نظر تو فصل چيدنمه

ميدونم نگران ايني كه مبادا حيف و ميل بشم

ميدونم فقط به فكر چيدن من و سير كردن خودتي

ولي بهتره اينو بدوني  من يك انسانم نه ميوه

بهت اين اجازه رو نميدم

حتي اگه زير پاي نامردتر از تو له بشم..

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 14:55  توسط سميرا  | 

تاوان...

خدايا آخه دارم تاوان چي رو پس ميدم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 14:37  توسط سميرا  | 

محروم...

محرومم كردن از تابش خورشيد بر روي موهاي خسته م

حتي باد هم نميتونه موهام رو نوازش كنه

حتي نميتونم قطرات بارون رو روي موهام احساس كنم

همه ي اين محروميت ها رو با يه چيز توجيه كردن: همه ي وجود زن سكسيه و مرد رو به گناه ميندازه

كاش به جاي جنسيت هر زن به انسانيتش نگاه ميكردن...

بخدا من انسانم ...اسارت يك انسان گناه بزرگيه...و چه گناهي بزرگتر از اسارته.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 23:1  توسط سميرا  | 

بازيچه...




نميخوام بازيچه باشم ولي هستم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نميخوام بازي كنم ولي مجبورم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

همه ميدونن بازنده م

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بازيچه ي بازيه زندگي هميشه بازنده ست

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 22:34  توسط سميرا  | 

سرنوشت پاييزي...

   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

به دنيا اومدنم تو پاييز خودمم پاييزي كرد...

سرنوشت پاييزي من پر از برگريزانه...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 21:29  توسط سميرا  |