

بيزارم از آناني كه براي من و بجاي من تصميم ميگيرند
بيزارم از آناني كه بدون شناخت جنس زن برايش حكم و قانون مينويسند حتي احكام زنانه.
بيزارم از آناني كه به نام عدالت تبعيض و نابرابري را اشاعه ميدهند
بيزارم از آناني كه خوب هاي مرا بد جلوه ميدهند
بيزارم از آناني كه جنسيت و دنيايم را به سخره ميگيرند
بيزارم از آناني كه من و من هاي شبيه مرا ملك خود ميپندارند
بيزارم از آناني كه نفس كشيدن را برايمان حرام كرده اند
بيزارم از آناني كه شلاق نگاه شهوت آلودشان را بر پيكر هر زني وارد مي آورند
بيزارم از آناني كه به حكم دين ،دين فروشي و بدتر از آن آدم فروشي ميكنند
بيزارم از آناني كه ميخواهند در پشت ديوار جهالت، زن ها را به اسارت در آورند
بيزارم از آناني كه مردانگيشان را تنها آلت مردانه شان ميدانند و بويي از مردانگي نبرده اند
بيزارم از آناني كه خدايم را چون جلاد ستمگري به من مينمايانند
بيزارم از آناني كه كورند و به جاي انسانيتم جنسيتم را مدنظر قرار ميدهند.
بيزارم از اين گونه زيستن...
بگذاريد آسوده بيارامم...
